close
تبلیغات در اینترنت
با حجاب شدم چون برده ی مد بودم

درحال بارگذاری ....
سخـن روز
تازه ترین مطالب حریم آسمانی
جایگاه قرار گیری تبلیغات بنری
harimeasmani.ir ads Place
تبلیغات در حریم آسمانی
نمایش موضوعات

با حجاب شدم چون برده ی مد بودم

پست شماره 902
با حجاب شدم چون برده ی مد بودم
موضوعات این مطلب :
عطر تازه حجاب
,


دختری که یکی از مدل های بسیار معروف امریکآ است...به طور کلی با حجاب میشود و نقآب می زند!

من یک زن امریکآئی هستم که در مرکز امریکآ بدنیا آمده ام. من مانند هر دختر دیگری بزرگ شدم. با علاقه خاطر شدید به زرق و برق زندگی در “گران شهرها”. در نهایت من به فلوریدآ و از آنجا به ساحل جنوبی میآمی نقل مکان کردم. یک منطقه  برای آنهائی که در جستجوی “زندگی پر زرق و برق” هستند.

طبیعتا، من آنچه که یک دختر معمولی غربی انجام می دهد را انجام می دادم.

من به ظاهر و جذابیت و گیرائی خودم توجه داشتم. من مرتبا ورزش می کردم و یک مربی شخصی شدم. یک خانه شیک لب دریا خریدم و توانستم یک سبک زندگی “با کلاس” برای خود فراهم کنم.

سالها گذشت تا متوجه شوم که هر چه بیشتر در “جذآبیت زَنانگی ام” پیشرفت می کنم درجه رضایت شخصی و خوشبختی ام پایین می آید. من برده مد بودم. من گروگان ظاهرم بودم.

 من در فرار از الکـل و مهمانی ها (پآرتـی ها) به مراقبه (مدیتیشـن) و مذاهب غیرمتعارف پناه می بردم. و در نهایت متوجه شدم که تمامی آنها فقط یک مسکن هستند و نه یک درمان موثر.!

یازده سپتامبر ۲۰۰۱، زمانی که من شاهد رگبار پی در پی اسلام، ارزشها و فرهنگ اسلامی، و اعلام شرم آور “جنگ صلیبی جدید” بودم، توجه ام به چیزی بنام اسلام آغاز شد. تا آن زمان، تمام چیزهائی که برای من با اسلام تداعی می گردید عبارت بودند از:

زنان پوشیده در “چادر”، کتک زنندگان زنان (همسران)، حرام ها، و یک دنیا تـرور و وحشت.!!

یک روز من با قرآن، کتابی که در غرب بطور منفی معرفی شده است برخورد کردم. در ابتدا سبک و نحوه برخورد قرآن مرا تحت تاثیر قرار داد، و سپس نگاه آن به هستی، زندگی، آفرینش، و ارتباط میان خالق و مخلوق مرا به شگفتی آورد. من قرآن را خطابه ای مملو از بصیرت و بینش برای قلب و روح، بدون نیاز به هیچ مترجم و کشیشی یافتم.

من یک چادر زیبای بلند و یک پوشش سر که شبیه لباس عرفی زنان مسلمان است خریداری کردم و در خیابان ها و محله هائی که روزهای پیشین با شلوار کوتاه، و یا با لباس کار “شیک” سبک غربی در آنها راه میرفتم، ظاهرشدم.

اگر چه مردم، چهره ها، و مغازه ها همه همان ها بودند، اما یک چیز بطرزی چشمگیر و استثنائی متفاوت بود، من همان نبودم و  آرامشی که من برای اولین بار در زن بودن تجربه کردم.

من احساس کردم که همه زنجیرها پاره شده اند و من بالاخره آزاد شده ام. من از چهره های حیرت زده جدید مردم، در مکانی که زمانی چهره های که پر از نگاه های شکارچی برشکار بود را تجربه کرده بودم، لذت می بردم. ناگهان یک بار از دوش من برداشته شد.

من دیگر تمامی وقت ام را صرف خرید، آرآیش، درست کردن موهآیم، و تمرین بدنی برای خوش اندآم شدن نمی کردم. سرانجام، من آزاد شدم.!!

 من نظر همسر مسلمانم را، که پس از اسلام آوردن با او ازدواج کردم، درباره گذاشتن نقاب و یا بسنده کردن به حجاب را جویا شدم. به نظر او حجاب در اسلام امری واجب است، در حالی که نقاب نیست. در آن زمان، حجاب من شامل پوشش سری که تمامی سر مرا بجز صورتم رامی پوشاند، و یک ردای سیاه بلند گشاد بنام “عبا” که تمامی بدن مرا از گردن تا نوک پا را می پوشاند، بود. بدین دلیل است که من استفاده از نقاب را انتخاب کرده ام، و تا پای مرگ از  پوشیدن اش دفاع خواهم نمود.

به شما زنانی که مفاهیم زشت کـلیشه ای علیه حجاب فروتنانه اسلامی را می پذیرید، می گویم که: شما نمی دانید که چه چیزی را دارید از دست می دهید.!!

امضا:سارا....با حجاب شدم چون برده ی مد بودم!

:ge

برچسب های این مطلب

Post Tags

با حجاب شدم چون برده ی مد بودم

خاطره چادری شدن

عطر تازه حجاب

خارجی باحجاب

خارجی که باحجاب شد

حریم آسمانی

harimeasmani.ir

مطالب مرتبط

Rekated Posts

نظرات این مطلب

Post Comments
سلام . خداقوت
باتشکر از مطلب خوب شما.این مطلب در گلستان بلاگ منتشر شد.
http://golestanblog.ir/%D8%A8%D8%A7-%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8-%D8%B4%D8%AF%D9%85-%DA%86%D9%88%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%87-%DB%8C-%D9%85%D8%AF-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%85/
منتظر مطالب بعدی شما هستیم.
یاعلی. التماس دعا
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی