close
رزرو هتل
حجاب و سلب آزادی از زن

درحال بارگذاری ....
سخـن روز
تازه ترین مطالب حریم آسمانی
جایگاه قرار گیری تبلیغات بنری
harimeasmani.ir ads Place
تبلیغات در حریم آسمانی
نمایش موضوعات

حجاب و سلب آزادی از زن

پست شماره 33
حجاب و سلب آزادی از زن
موضوعات این مطلب :
پرسش و پاسخ
,

یا حجاب مانع آزادی زن است؟

  

 

حجاب و سلب آزادی از زن

آیا حجاب مانع آزادی زن است؟


ارزش و اهمیت آزادیآزادی، راه و روشی است برای رسیدن به مقصد؛ لذا آزادی، خود، هدف و مقصد نیست؛ بلکه تنها معبر و گذرگاهی است برای رسیدن و دستیابی به هدف هایی برتر و والاتر.
هدف انسان این نیست که آزاد باشد؛ ولی انسان باید آزاد باشد، تا به کمالات خودش برسد. بنابراین آزادی به خودی خود، دارای تقدس و ارزش نیست؛ بلکه از آن جهت ارزشمند و متعالی است که در فقدان آن، انسان نیز همچون سایر موجودات از قدرت انتخاب برخوردار نخواهد بود.
پس آزادی، می تواند انسان را به عالی ترین کمالات و مقامات برساند و نیز می تواند به اسفل السافلین سقوط دهد.

تعریف آزادی:
تعریف آزادی برای ما از آن جهت اهمیت دارد که بفهمیم آن آزادی که مشکل ما را حل نمی کند و به حال ما مفید است و یک ضرورت حیاتی برای ما محسوب می شود، کدام است؟ کدام آزادی است که مقصود و مطلوب همه آزادگان و اندیشمندان جهان است؟
می دانیم که برای آزادی تعاریف متعددی وجود دارد؛ اما آن چه که ما را در شناخت مفهوم درست آزادی و رسیدن به تعریف صحیح رهنمون می سازد ( با توجه به مقدمه ای که در ارزش و اهمیت آزادی گفته شد) چیزی نیست جز هدف که نقش اساسی و انکار ناپذیری را در تعریف درست از آزادی دارد. حال با توجه به مطالب فوق می توان دو تعریف کلی از آزادی داشت.

اقسام آزادی و تعریف آن
آزادی مطلق و رها یعنی حرکت به سوی هدف، بدون در نظر گرفتن حقوق و حدود فردی و اجتماعی.
آزادی در چار چوب قوانین یعنی حرکت آزاد جامعه به سوی هدف، بدون تجاوز به حدود و حقوق فردی و اجتماعی.

شرح و توضیح معنای اول آزادی

برخی فکر می کنند آزادی یعنی این که انسان هر کاری دلش خواست، بتواند انجام دهد. این نوع تفسیر از آزادی، پرسش هایی را به همراه دارد که باید به آنان پاسخ داده شود.
ابتدا از تفسیر کنندگان این نوع آزادی باید پرسید که:

اولاً:آیا این تعریف و تفسیر از آزادی را به عنوان یک قانون کلی، برای تمام افراد جامعه می پذیرند، یا فقط برای خود چنین برداشتی قائلند؟
ثانیاً:آیا این تفسیر از آزادی، در تمام رفتارهای اجتماعی مورد پذیرش است، یا فقط در حوزه پوشش زنان مدّ نظر است؟

در پاسخ به سؤال اول باید گفت:
روشن است اگر مقصود از آزادی همین تفسیر نوع اول باشد و آن را فقط برای خود بپذیرد، نه دیگر افراد جامعه؛ این مصادره آزادی به نفع خود و منافع شخصی خویش می باشد که این امری غیر معقول است.
در پاسخ به سؤال دوم نیز باید گفت: اگر مقصود از آزادی و تفسیر آن، فقط آزادی در پوشش زنان باشد؛ هیچ دلیلی وجود ندارد که هزاران حوزه دیگر، از آزادی مورد نظر برخوردار نباشند و انحصارا پوشش بانوان را شامل شود. چرا که آزادی، مساوی با اختیار در پوشش زنان نیست؛ بلکه اختیار در پوشش بانوان یکی از مصادیق آزادی می تواند باشد. پس تفسیر از آزادی عمل، فقط در حوزه حجاب و پوشش، امری غیر منطقی خواهد بود.
با خارج شدن حوزه فردی و حوزه انحصاری حجاب، از تعریف آزادی (به معنای مطلق) آنچه حاصل می شود، این است که همه افراد در همه امور و حوزه ها آزاد و رهایند. در نتیجه هر کس هر کاری که میلش می   کشد، می تواند انجام دهد.
آری! اگر این قانون را بپذیریم، باید آثار و عواقب آن مورد بررسی قرار گیرد که آیا مورد قبول واقع می شود، یا نه؟
از آثار این قانون، آن است که در آن تمام امیال و خواسته های مشروع و غیر مشروع و معقول و غیر معقول انسان ها پا به عرصه رقابت می گذارند. باید پذیرفت در چنین جامعه ای سارقان می توانند بدون هیچ دغدغه ای به کار خود بپردازند، مفسدان و قاتلان هم می توانند به فساد و قتل و غارت جامعه پرداخته و متجاوزان به عنف و
حریم بانوان

هم می توانند با این تفسیر از آزادی، به امیال نفسانی خود برسند. در این رقابت، قطعاً افرادی به خواسته ها و امیالشان می رسند که از قدرت بیشتری برخوردارند و طبیعی است افراد ضعیف تر جامعه از جمله زنان، مقهور و مغلوب آنان شده و اولین قربانیان این عرصه خواهند گردید. این نوع تفسیر از آزادی، با چالش های فراوان دیگری هم از جمله پذیرش هرج و مرج، عدم تمکین در مقابل هر قانون اجتماعی و در نهایت نابودی جامعه و به تبع آن، تباهی بشریت را در پی خواهد داشت و حیات در آن قطعاً غیر ممکن خواهد بود. پس اجرا و پذیرش این قسم از آزادی(آزادی مطلق) با هر سه نوعش یعنی آزادی فردی، آزادی فقط در حوزه پوشش زنان و آزادی همه افراد جامعه در هر نوع عملی، به ترتیب غیر معقول، غیر منطقی و غیر ممکن خواهد بود.

 شرح و توضیح معنای دوم آزادی:

در این قسم از آزادی، افراد جامعه برای رسیدن به اهدافشان آزادند؛ اما برای رسیدن به اهداف و خواسته های خویش، نباید از حدود و حقوق خود، تجاوز و به حدود و حقوق دیگران تعرض کنند.
نکته حائز اهمیت و قابل توجه در این قسم از آزادی این است که گاهی تجاوز به حدود و حقوق دیگران را عقل به راحتی درک کرده و متوجه می شود؛ مثلاً اگر کسی بدون جهت، دیگری را به قتل برساند و یا اقدام به سرقت اموال و دارایی مردم کند، این تجاوز آشکارِِ به حقوق جانی و مالی دیگران را، عقل به راحتی درک می کند.
اما برخی از حدود و حقوق هستند که تعیین و تشخیص و تجاوز از آن در وهله اول برای همگان روشن نبوده و باید زیر ذره بین عقل، مورد کنکاش بیشتر قرار گیرد تا زوایای پنهان و پیدای آن آشکارتر شود. رعایت پوشش و حجاب بانوان در جامعه نیز از این مقوله می باشد.حال طبق این تفسیر دوم از آزادی(آزادی قانونمند) زن با هر پوششی که بخواهد، می تواند در جامعه حاضر شود، به شرط آن که هیچ حقی را زیر پا نگذارد.

ممکن است سؤال شود:
 زنی که با لباس جلف یا نیمه برهنه و یا برهنه در جامعه حاضر می شود، چه حقی را ضایع نموده و یا به حدود چه کسانی تجاوز کرده است که متجاوز به حقوق دیگران محسوب می شود؟

در پاسخ، گفته می شود:
این چنین شخصی، حداقل سه حق را مورد تعرض قرار داده، که اگر بتواند این سه حق را ایفا کند، هیچ محدودیتی برای هیچ نوع پوششی نخواهد داشت:

1- تجاوز به حق خویش:

زنی که هنگام بیرون رفتن از منزل، پوششی بر زیبایی های خود نمی نهد، هوس بازان فراوانی را به سوی خود دعوت کرده و علاوه بر به مخاطره انداختن امنیت اخلاقی خویش، امنیت جانی خود را نیز به خطرمی اندازد و چه بسیار زنان و دخترانی که بدون قصد و غرض، لباس نامناسب به تن کرده و خود را گرفتار حوادث تلخ و ناگواری نموده اند که نمونه-های آن هر روز در صفحه حوادث جراید و سایت های خبری، فراوان به چشم می خورد.
ممکن است توهم شود، مگر انسان مالک خویش نیست و اختیار و اجازه به خطر انداختن خود را ندارد؟
پاسخ به این سؤال، روشن است که خیر؛ چرا که اولاً در هیچ آیین و مذهبی، انسان مالک خود شناخته نشده؛ بلکه مالکیت حقیقی از آن خالق اوست. ثانیاً انسان دارای حقوق فراوانی است که البته برخی از آنان را می تواند اسقاط کند؛ مثل حق مالکیت بر دارایی خود و گذشت از توهین و یا بی احترامی و یا ظلمی که به او شده است.
اما برخی از حقوق انسان، قابل اغماض و اسقاط نیست و انسان حق پایمال کردن این حق خویش را ندارد؛ مثلاً کسی حق ندارد، خودکشی کند و حق حیات را از خود سلب نماید و یا خود را در معرض تجاوز اخلاقی و یا عِرضی و آبرویی قرار دهد.
با توجه به مطالب فوق، واضح است ایجاد زمینه تجاوز های اخلاقی و جانی و آبرویی، مورد پذیرش و قبول شرع و عقل نخواهد بود و اقدام به چنین عملی، تجاوز به حق خود محسوب شده، که به هیچ نحوی قابل گذشت و اغماض نمی-باشد.

2- تجاوز به حق پروردگار:
کسی که اعتقاد به خالق هستی دارد، با مراجعه به فرامین دینی، در هر آیین و شریعتی در می یابد که پوشش و حجاب زن، طبق آنچه در آن شرایع بیان گردیده، یک تکلیف الهی بوده و کسی نمی تواند این حق الهی را نادیده بگیرد.
آری! کسی که این دستور را رعایت نکند، حق پروردگار خویش را زیر پا گذاشته و گنهکار محسوب خواهد شد.

3- تجاوز به حق افراد جامعه:

زنی که با پوششی نامناسب، در اجتماع حضور پیدا می کند، عوارض ناگواری را بر جامعه تحمیل نموده و خواه ناخواه علاوه بر تحریک جنس مخالف، موجب بر هم زدن آرامش روانی آنان و بالا بردن التهاب های جنسی در جامعه می شود؛ که برافروختن التهاب های جنسی آثار زیان بار ذیل را به همراه دارد:

الف) مبتلا شدن افراد جامعه، به بیماری های اعصاب و روان:
جنس مخالف با دیدن مکرر و متعدد زنان، همراه با پوشش های نامناسب، موجب تحریک از ناحیه آنان شده و چون این تحریک، ممکن است بی پاسخ بماند و در برخی موارد سرکوب شود، در خوش بینانه ترین حالت، او با تحمل فشارهای روانی از ناحیه شهوت جنسی، به بیماری های اعصاب دچار خواهد شد.

ب) فراهم شدن زمینه مناسب، جهت تعرض وتجاوز به زنان و دختران:

با بیدار شدن غریزه جنسی افراد سست عنصرِ کم  ایمان توسط زنان بی حجاب، این افراد در این حالت، جهت برطرف نمودن و خاموش کردن نیاز خود، اراده و اختیار خویش را از کف داده و دست به رفتارهای بسیار خطرناکی همچون تعرض به نوامیس دیگران می زنند.

ج) دلسرد شدن مردان، نسبت به همسرانشان:
مرد با دیدن اندام و چهره های زننده متفاوت و تیپ های متنوع زنان، و مقایسه آنان با همسر خود، در یک فرایند ذهنی آرام، بی میلی و بی علاقگی نسبت به همسر در دل او رسوخ نموده و چه بسیار دیده و شنیده شده که این بی میلی، عاملی برای دور شدن مرد از شریک مهربان خود و نزدیک شدن به زنان دیگر شده است.

د) فروپاشی نظام خانواده و افزایش طلاق:

در اثر تحریک حس تنوع طلبی مرد نسبت به جنس مخالف، زمینه های عشق و محبت درخانواده ها، کم فروغ شده و چه بسیاری از طلاق ها و شکست ها، آشفتگی ها و آوارگی های فرزندان و مادران، که ره آورد همین التهاب های جنسی است.

ه) افزایش فساد و به تبع آن، قتل در جامعه:

با تحریک غریزه جنسی، رقابت های شهوانی در جهت تصاحب زنان و دختران بی حجاب، پا به عرصه می گذارند و هر آنچه را که مزاحم خواسته خود بیابند، از سر راه برداشته و جنون وار، حاضرند همه چیز حتی جان افراد را فدای ارضای تمایلات نفسانی و حیوانی خود نمایند. بنابراین تحریک جنس مخالف و ایجاد بیماری های روانی در مرد، فراهم نمودن زمینه مناسب جهت تعرض به زنان و دختران توسط افراد سست عنصر کم ایمان، دلسرد کردن شوهران نسبت به همسران، فروپاشی نظام خانواده در اثر طلاق، بی سرپرستی زنان، آوارگی و افزایش فرزندان طلاق و یا حتی قتل در بازار شهوت پرستی در جامعه، عواقب ناگواری است که بدپوششی زن، آن را خواه ناخواه به همراه دارد. لذا تجاوز به حقوق این افراد، گاه جبران پذیر نبوده و توبه از آن، در اثر این گونه تخریب های روحی، اجتماعی، خانوادگی غیر ممکن خواهد بود.
با تبیین معنای آزادی و شقوق آن، نکته ذیل، قابل تأمل است:

آزادی برای زن، یا زن در اختیار آزادی!
حال باید پرسید چه کسانی به دنبال آزادی زنان در حوزه پوشش و حجابند و آن را سرسختانه دنبال می کنند؟

جهت پاسخ به این سؤال و تحلیل بهتر بحث، به مثال زیر توجه کنید:
فرض کنید بانویی در حریمی امن و دژی محکم، با آرامش خاطر در حال زندگی باشد و افراد سودجویی، او را با شعار آزادی، به خارج آن حریم، دعوت کنند. به نظرشما آیا انگیزه دعوت کنندگان و پاسخ دهندگان به این دعوت، یکی است؟ و اصلا انگیزه دو طرف برای این دعوت و پاسخ به آن، کدام است ؟
زن با ادعای به اصطلاح آزادی بیشتر، به دنبال راحتی و رهایی از تکلیف و وظیفه انسانی خود و رسیدن به یک لذت لحظه ای است که به این ندا پاسخ می دهد؛ ولی کسانی که او را به این امر فرا می خوانند و به حمایت از او، شعار آزادی سر می دهند، در پی سودجویی و بهره کشی بیشتر از زن و برآورده نمودن نیازهای نفسانی خویشند، نه دنبال آزادی و سعادت واقعی زن. ممکن است این زن با نیتی سالم، این دعوت پر خطر را بپذیرد؛ امامطمئنا نتیجه آن، چیزی جز اسارت و بی آبرویی او نخواهد بود. نکته جالب توجه اینجاست که این دو گروه در شعار "آزادی"مشترک، اما در نیت متفاوتند.

پس با این شعار آزادی پوشش برای زنان، ممکن است بانوان با نیت سالم به دنبال رهایی و لذتی آنی باشند؛ اما حامیان آنان که جنس مخالف هستند، در دفاع از زن با لحنی دلسوزانه و صدایی بلند، فریاد آزادی سر می دهند؛ تا بلکه بتوانند او را از حریم حجاب خارج نموده و آسان تر به هوای نفسانی خود برسند.
اما در این دعوت، زن با کم توجهی، بدون آنکه بداند چه سرنوشتی در انتظار اوست، با شعار آزادی به سرعت از حریم خود دور شده، بلافاصله سودجویان و هوسبازان، با سوت و کف، با همان شعار آزادی از او استقبال می نمایند.

اما باید دید، در این میهمانی و میزبانی کدام، سود می برند؟ میهمان(زن) یا میزبان(مرد)؟ بی گمان میزبان چیزی را برای از دست دادن ندارد و قطعا این میهمانِ فریب خورده است که حیثیت و هستی خود را رایگان ارزانی داشته است.
پس شعار آزادی برای زن، نه از آن روست که آزادی در اختیار زن باشد؛ بلکه می خواهند زن را در چنگال خود و در قفسی به نام آزادی به هر سو که می خواهند بکشند.
و این گونه است که با کمال تاسف و ناباوری، برخی با طعمه  آزادی در قفس اسارت گرفتارآمده و عاقبت، پشیمان می شوند؛ اما دیگر پشیمانی و ندامت، سودی برای آنان نخواهد داشت.
آری! این است داستان مبارزه با حجاب به نام آزادی زن


نویسندگان: محمد مهدی ابراهیم پور، محمد رضا خسروی
معاونت پژوهش مرکز تحقیقات و طرح های کاربردی حجاب ریحانه النبی علیهاالسلام


  • 31 / 02 / 1391
  • 1123 بازدید
  • hosian
  • نظر

برچسب های این مطلب

Post Tags

حجاب و سلب آزادی از زن

پرسش و پاسخ حجاب

آیا حجاب مانع آزادی زن است؟

شبهات حجاب

شبهه درباره حجاب

حریم آسمانی

harimeasmani.ir

مطالب مرتبط

Rekated Posts

نظرات این مطلب

Post Comments
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی