close
رزرو هتل
بغض گلو گیر کرده یک چادری

درحال بارگذاری ....
سخـن روز
تازه ترین مطالب حریم آسمانی
جایگاه قرار گیری تبلیغات بنری
harimeasmani.ir ads Place
تبلیغات در حریم آسمانی
نمایش موضوعات

بغض گلو گیر کرده یک چادری

پست شماره 159
بغض گلو گیر کرده یک چادری

   

هوا  که گرم بود هیچ

این روزای بلند و گرمای شدید وسط تابستون و زبون روزه

همینطور حالت عادی آدم و میندازه

آفتاب تیزی تو چشمام افتاده بود. هر چی چادرم و میکشیدم جولو آفتاب و بگیرم اما زیاد فایده ای نداشت. زبونم خشک شده بود و از خستگی نایه تکون خوردن هم نداشتم. اتوبوس به یه ایستگاهی رسید و یه خانوم مسن تغریبا 45 ساله اومد داخل. سرو وعضش اصلا خوب نبود. به قدری آرایشش غلیظ بود که.........

حالم خوب نبود. چشمام و به زور باز نگه میداشتم.. اما خب احساس کردم اون خانوم بشینه خیلی بهتره. آدامسی که تو دهانش میجوید حالمو بدتر میکرد...

از جام پاشدم و آروم زدم به کیفش. با یه حالت عصبی برگشت نگاهم کرد که به کل از کارم پشیمون شده بودم ولی خب باید یه چیزی بهش میگفتم. اروم گفتم خانوم بفرمایید بشینید من......

نزاشت حرفم تموم شه آروم گوشه چادرم و کشید طوری که روسریم رفت عقب..... با اون یکی دستش محکم زد تو سینش و گفت الهی که نسل تو امثال تو نابود بشه ما راحت شیم.

اومدم جوابشو بدم، حرفی بزنم، حدیثی بگم، دفاعی کنم........اما... کافی بود ضرات هوا از گلوم بگذره تا بغضم بشکنه... بغض لعنتی بد موقعی اومده بود و اینهمه امر به معروفا و جملات تمرین شده... همش موند... پشت بغض گلو گیر کرده ام... دل شکسته ام... واقعا......... این ماییم که باید نابود شیم؟

تنها چیزی که تونستم بگم یک کلمه بود

همین روزاست که آقای ما میاد .........

به قول شاعر... نسل ما نابود نمیشه.. الکی که نیست.. خون دل ها خورده ایم

_____________

هوا خیلی گرمه.. زبونم ترک داره بر میداره.. زیر چادر تنم انگاری گر گرفته داره میسوزه.. حال جسمی ناجوری دارم.. اما..............

از اتوبوس پیاده میشم و یه چهارراه پیاده میرم یکم با معبودم عشق بازی کنم

این بهتره :)

یا علی اکبر

برچسب های این مطلب

Post Tags

بغض گلو گیر کرده یک چادری

حجاب

چادر

گرما

روزه

دلنوشته یک چادری

حریم آسمانی

حجاب در تابستان

بی حجابی در گرما

دلنوشته های زیبا

چادر در تابستان

خاطرات یک چادری

harimeasmani.ir

مطالب مرتبط

Rekated Posts

نظرات این مطلب

Post Comments
س میگه :
اصلا همه ی زیباییش به اینه که به خاطر یه ارزشی، به خاطر خدا که که این روزا خیلی غریبه سختی بکشی
بهت خسته نباشید میگم خواهرم
امیدوارم خدا پشت و پناهت باشه
مطمئن باش اون بهت افتخار میکنه
مسافر میگه :
کبلایی غزال عزیز! مطلب قشنگی بود. فقط کاش اشکالات تایپیشو تصحیح می کردی! خوب نیس یه مطلب به این قشنگی با این اشکالات جزئی، به خواننده ها اینو القا کنه که سطح سواد نویسنده ش پایینه. میدونم که نیست ولی خب من خودم هر وقت یه ایراد تایپی یا نگارشی تو یه مطلب می بینم احساس می کنم ارزشش میاد پایین و دیگه دوسش ندارم.التماس دعا یاعلی
بنده خدا میگه :
جاي اون بودم يه مشت ميزدم زير گوش اون زنه
عشاق میگه :
عاشقتم.خیلی وقتها ازین بغض ها میکنم.
شوکه شدم گریم گرفته ولی از حماقت اون فرد سالخورده خندم بند نمیاد
خیلیییییییییی قشنگ بودعزیزم
سلما میگه :
سلام
از حضورتون ممنونم
لطف کردید...شما هم با افتخار لینک شدید
یا علی...

اللهم احفظ امام الخامنه ای
عاثل میگه :


خضراء میگه :
سلام مطلبتون فوق العاده زیبا بود خیلی خوشم اومد با اجازه در وبلاگم کپی کرد
اجرکم عند لله
پاسخ : اگر با لینک منبع باشه موردی نداره
بدایه میگه :
هو الحیّ
سلام

خوش حالم از اینکه می بینم هنوز خیلی ها، در جامعه، بغضی هایی از این جنس دارند ...
خوش حالم که در چشیدن طعم شیرین این بغض ها تنها نیستم ...
خوش حالم که هنوز هستند کسانی که افتخارشان به سیاهی چادرشان است ...
خدایا شکر ...
یا علی ... التماس دعای فرج
پاسخ : اللهم عجل لولیک الفرج

برای دیدن نظرات بیشتر روی شماره صفحات در زیر کلیک کنید

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی